خرید بک لینک
چتر ها را باید بست ، زیر باران باید رفت . فکر را ، خاطره را زیر باران باید برد . با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت . دوست را ، زیر باران باید دید . عشق را زیر باران باید جست . زیر باران باید بازی کرد . ز یر باران باید چیز نوشت ، نیلوفر کاشت.

برچسب: زیر باران باید بازی کرد,زیر باران باید نیلوفر کاشت,زیر باران باید رفت,زیر باران باید رفت سهراب سپهری,زیر باران باید,زیر باران باید رفت سهراب,زیر باران باید رفت سپهری,زیر باران باید رفت عصار,زیر باران باید رفت زن,زیر باران باید با زن, نویسنده: یاسین جلالی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 9:57

برچسب: نویسنده: یاسین جلالی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 9:57

تو را خوب می شناسم! تو همان لذتِ اولین باران بهاری هستی، همان عطرِ خوشِ قهوه ی نابِ فرانسه. تو آن حسِ نابی, بعد از خواندن حافظ. من تو را از فیلم های کلاسیک می شناسم. از چند ده کتاب کتابخانه ام! تو را در قصه های شهرزاد قصه گو دیده ام صدایت را از حوالی دریاها شنیده ام به دنبال چشم هایت در جنگل ها سر کرده ام! تو همان اولین فکری که اول صبح به سرم می آید و همان آخرینی در هنگام خواب! تو همان محال ممکن منی ... .

برچسب: تو را می شناسم,تو را میشناسم من ای عشق,تورو میشناسم ای سر در گریبون,شعر تو را میشناسم,تو را تنهای تنها میشناسم,تو را هر جای دنیا میشناسم,تو را من می شناسم بی قرینی, نویسنده: یاسین جلالی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 9:57

صفحه بندی